X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 27 خرداد 1391 @ 21:11

هرگز به آدم ها نخند !!


به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند !
به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !
به دستان پدرت...
به جارو کردن مادرت...
به راننده ی چاق اتوبوس...
به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد...
به راننده ی آژانسی که چرت می زند...
به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند...
به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند...
به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد...
به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...
به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی...
به هول شدن همکلاسی ات پای تخته...
به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای را پر کنی...
به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی...
نخند
نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...
که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند:
آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.
آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند...
بار می برند...
بی خوابی می کشند...
کهنه می پوشند...
جار می زنند...
سرما و گرما را تحمل می کنند...
و گاهی خجالت هم می کشند

به حجت هایی که تمام زندگی شان یک موتور است تا کوهی از بار را برای یک لقمه نان در کوچه پس کوچه های تنگ این شهر جا به جا کنند... نخند

به حجت هایی نخند که پشت شهرداری می ایستند تا هر کس و ناکسی را پشت موتورشان سوار کنند فقط به خاطره احتیاج !

به دستان حجت نخند

خیلی ساده ... نخند دوست من!!!
هرگز به آدم ها نخند
خدا به این جسارت تو نمی خندد؛ اخم می کند

نظرات (8)
ویرگول ||
شنبه 27 خرداد 1391 ساعت 21:46
فوق العاده
من همیشه می خوانم. بدون صدا...اما این بار نتونستم بی تفاوت رد بشم
متن تاثیرگذار و عمیقی بود
خدا از جسارت مسخره کردن دیگران هرگز چشمپوشی نمی کند
مراقب باشیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون از نظر شما
و ممنون که همیشه میخونین
و خیییلی ممنون
سارا ||
دوشنبه 29 خرداد 1391 ساعت 01:16
واقعا کسی پیدا میشه که به این آدم ها بخنده؟!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تو جامعه ایران آری
زیاد هستن متاسفانه
فهیم ||
سه‌شنبه 30 خرداد 1391 ساعت 00:20
نه فرزاد عزیز
هیچ وقت به این ها کسی نمیخندد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تو ایران آدمایی پیدا میشه که میخندن چرا
دانشمنگ ||
سه‌شنبه 30 خرداد 1391 ساعت 23:44
سلام
بسیار زیبا بود ممنون
امتیاز: 0 0
شمیم ||
سه‌شنبه 6 تیر 1391 ساعت 13:47
چرا باید کسی بخند وقتی برای ی لقمه نون حلال و یه زندگی بدون شرمندگی ک بعضیا بویی ازش نبردن باید بخنده بلکه اینا باعث افتخارن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همه اینارو قبول دارم
ولی بخاطر فرهنگ ضعیف جامعه ایرانی به همه اینا میخندن ملت
متاسفانه
مرمر ||
پنج‌شنبه 5 مرداد 1391 ساعت 06:38
خیلی قشنگ بود مرسی
ولی یه چیزی بگم
به پارگی جوراب که نمیشه نخندید دیگه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
رهگذر ||
جمعه 20 اردیبهشت 1392 ساعت 17:27
کاش منم یه معلم بودم وشاگردام به دستای گچی و لباس چروکم می خندیدند .اینا که درد نیست برادر من .درد اونه که حتی نتونی به زبون بیاریش
امتیاز: 0 0
دنی ||
جمعه 18 اردیبهشت 1394 ساعت 04:49
دمت گرم خیلی حال گردم
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد