X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
پنج‌شنبه 24 مرداد 1392 @ 12:30

ماجرای سگ دوست داشتنی و تاریخی که هاچیکو نام داشت


http://s2.picofile.com/file/7893950428/377789_295119163859644_75958448_n.jpg
هاچیکو در ماه نوامبر 1923 به دنیا آمد و زمانی که تنها دو ماه داشت، به شکلی کاملا تصادفی توسط شخصی به نام دکتر شابرو اوئنو، استاد دانشکده کشاورزی دانشگاه توکیو، پیدا شد. دکتر اوئنو او را به منزلش برد و از او مراقبت کرد.
منزل او که از دانشگاه فاصله زیادی داشت، او را مجبور می کرد که برای رفتن به دانشگاه، هر روز به ایستگاه قطار برود و بعد از ظهر هم با همان قطار برگردد. این کار تقریبا هر روز ادامه داشت. هاچیکو، چنان دلبستگی به صاحبش پیدا کرد که هر روز به ایستگاه قطار می آمد تا صاحبش را بدرقه کند. جالب تر اینجا است که وقتی دکتر اوئنو از سر کار برمی گشت می دید که هاچیکو روی یک سکوی کنار ایستگاه نشسته و منتظر صاحبش است. هاچیکو این کار را تا ماه می 1925، تقریبا 16 ماه به صورت مداوم انجام داد تا اینکه در یکی از همین روزها، پروفسور اوئنو که از بیماری مغزی رنج می برد بر اثر سکته مغزی در سر کلاس درس، درگذشت.
انتظار هاچیکو بیهوده بود. خانواده دکتر او را به منزل برگرداندند. فردای آن روز، هاچیکو باز هم سر ساعت مقرر به ایستگاه رفت و به انتظار صاحبش نشست. اما دریغ که این انتظار بیهوده بود. تقریبا هم مسافران قطار و صاحبان مغازه اطراف هاچیکو را به خوبی می شناختند و از وفاداری بی نظیر این سگ حیرت زده شده بودند.
در سال 1932، مقاله ای از هاچیکو و رفتارش در روزنامه "توکیو آساهی شیمبوهی" چاپ شد و هاچیکو را به شهرتی ملی رساند. سگی تحسین برانگیز که هر روز با اشتیاق و راس ساعت مقرر روی سکوی کنار ایستگاه می نشیند و منتظر صاحبش می ماند. دریغ که دکتر اوئنو مرده و هیچگاه برنمی گردد.
جنازه هاچیکو در روز 8 مارس 1935 در کنار ایستگاه قطار شیبویا یافت شد. هاچیکوی جوانی که از چند ماهگی هر روز به انتظار صاحبش در کنار ایستگاه می ایستاد بدون دلسرد شدن، این کار را تا ده سال بعد و در اوج فرتوتی و بیماری نیز انجام داد.
کم کم هاچیکو تبدیل به سمبل ملی وفاداری شد تا اینکه دستور ساخت تندیسی از هاچیکو بر روی همان سکویی که هاچیکو در کنار ایستگاه منتظر صاحبش می ماند، داده شد. این تندیس یک بار در جنگ تخریب شد اما دوباره ساخته شد.
هم اکنون پس از گذشت 85 سال از آن واقعه، تندیس هاچیکو، همچنان در انتظار بازگشت صاحبش است.از داستان این سگ، فیلم سینمایی بسیار زیبایی نیز به نام "هاچیکو، داستان یک سگ" ساخته شده است

یکشنبه 13 مرداد 1392 @ 17:49

یک سایت ، یک جهان خنده

http://s4.picofile.com/file/7864067090/Image_php.jpg


زندگی شاد و ثبت شادی‌های زندگی انقدر با ارزش و مهم هست که هر کسی بخواد تو یه گوشه دنیا لحظه‌های شادش رو برای خودش و دیگران برای همیشه ثبت کنه.

یه گروه باحال یه سایت برای ثبت خنده‌ها راه انداختن تا آدما از همه جای دنیا بتونن لبخندهاشون رو با دیگران به اشتراک بذارن. هر وقت خنده کم آوردید، حوصله لبخند نداشتید، و پکر بودید سری به این سایت بزنید.

دیدن خنده دیگران خنده رو بهتون سرایت می‌ده و شاید با چرخیدن تو بخش‌های مختلف این سایت و دیدن کسایی که از کشورهای مختلف جهان برای این شبکه خنده عکس شادی فرستادن، ترغیب شید که از لبخندها و شادی‌هاتون سهمی به مردم جهان بدید.

خنده مسریه، ثبت خنده ثبت یه شادی مفت و مجانیه و به اشتراک گذاشتن شادی‌ها تو روزای سخت یادمون میاره که همیشه هم چرخ گردون بد نچرخیده. خنده شما می‌تونه به دیگران هم همینو بگه. مهم‌ نیست چطور می‌خندید، لب و دندوناتون چه شکلیه یا موقع خنده دور لب و چشم‌تون چقدر چروک می‌شه. با تماشای این همه عکس خنده تو این سایت می‌فهمید که لبخند همیشه و روی هر صورتی و تو هر جایی از این دنیای بزرگ زیباست.


وب سایت oursmil.es

جمعه 4 مرداد 1392 @ 23:54

زوم بک های دیوانه کننده

این اثر یک کتاب بی متن از Istvan Banyai  هست که به طور آرام از تصویر قبلی زوم بک می کند و دور می شود. این دور شدن و هیجان برای اینکه بفهمیم در تصویر بعدی چه چیزی وجود دارد، بیننده را به ورق زدن کتاب ترغیب می کند.

حرکت های پیوسته دوربین رو به عقب و بازی های بصری ناشی از آن در این مجموعه تصاویر احساس به بازی گرفته شدن را به بیننده می دهد و بعد از هر مرحله بیننده را متوجه اشتباه خود در مورد پیش بینی نتیجه داستان نموده و برای ادامه آن تشویق می کند. این مجموعه تصاویر متعلق به یکی از موفق ترین کارهای بانیای در کتاب کوچکی به نام "زوم" است که تمام آنها با همین تمهید دور شدن فاصله بیننده از موضوعات تو در تو ادامه پیدا می کند. 


صفحات این کتاب را در ادامه مطلب می توانید مشاهده کنید.
 

 
ادامه مطلب ...