
مجموعه ای جالب از کارت های ویزیت خلاقانه از سراسر جهان

یک گربه وحشی دم کوتاه در صحرای ˝سونوران˝ آریزونا با دیدن یک شیر کوهستان گرسنه که به طرفش می آمد جهش بلندی زد و بدون اینکه خراش بردارد از یک کاکتوس غول پیکر بالا پرید.
ادامه مطلب ...
جاناتان ( Jonathan ) نام لاکپشتی ست ۱۷۹ ساله در جزیره سینت هلینا ( Saint Helena ) که متعلق به بریتانیا می باشد.
جاناتان :: Jonathan
ادامه مطلب ...

گیره کاغذ یکی از ابزارهای نشانه گذاری صفحات است که طراحان به این ابزار ظریف هم توجه کرده اند.
شاید برایتان جالب باشد که گیره کاغذ هم یک مخترع داشته است!
یک نروژی، وهن والر، به عنوان مخترع گیره کاغذ شناخته شده است، گرچه مدل او هیچ وقت تولید و به بازار ارائه نشد. او به احتمال زیاد نمی دانست که طراحی بهتری از گیره کاغذ از قبل در بازار موجود بود. بعد از مرگ او داستان او در بین نروژی ها محبوبیت پیدا کرد که گیره کاغذ به وسیله یک نابغه نروژی اختراع شده است و بعد از مدتی گیره کاغذ به عنوان نماد ملی کشور نروژ در آمد و به خصوص نماد مقاومت نروژ در برابر آلمان نازی بود.
این گیره مانند آدم هایی طراحی شده که در بین صفحات گیر کرده اند و کمک می خواهند!
نوع فلز بکار رفته در این گیره از فولاد ضد زنگ است.
ادامه مطلب ...


می لای نام واقعه ای میباشد که در 16 مارس
سال 1968 توسط گروهی از سربازان ارتش آمریکا به وقوع پیوست. طی این فاجعه،
بیش از 500 شهروند غیر نظامی ویتنامی که اکثراً زن و کودک بودن، بدون هیچ
دلیلی کشته شدن. بیشتر قربانیان حتی سلاح برای حفاظت از خود را هم نداشتند.
همچنین بعضی از قربانیان قبل از کشته شدن مورد تجاوز جنسی، شکنجه و یا قطع اعضای بدن قرار گرفته بودند.
این جنایت در روستاهای می لای، می خه و سون می و در مدت زمان جنگ ویتنام رخ داد.
تمامی سربازانی که در این واقعه شرکت داشتند بجز ویلیام کالی تبرئه شدند!
ستوان ویلیام کالی تنها کسی بود که مجرم شناخته شد و به جرم چنین کشتاری فقط به 3 سال زندان؛ آن هم زندان در خانه محکوم شد!
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
لئوناردو باف یک پژوهشگر دینى معروف در برزیل است. متن زیر، نوشته اوست:
در میزگردى که درباره «دین و آزادى» برپا شده بود و دالایىلاما هم در آن حضور داشت، من با کنجکاوى، و البته کمى بدجنسى، از او پرسیدم: عالى جناب، بهترین دین کدام است؟
خودم فکر کردم که او لابد خواهد گفت: «بودایى» یا «ادیان شرقى که خیلى قدیمىتر از مسیحیت هستند.»
دالایىلاما کمى درنگ کرد، لبخندى زد و به چشمان من خیره شد ... و آنگاه گفت
بهترین دین، آن است که شما را به خداوند نزدیکتر سازد. دینى که از شما آدم بهترى بسازد.»
من که از چنین پاسخ خردمندانهاى شرمنده شده بودم، پرسیدم:
آنچه مرا انسان بهترى مىسازد چیست؟
او پاسخ داد:
«هر چیز که شما را دلرحمتر، فهمیدهتر، مستقلتر، بىطرفتر، بامحبتتر، انسان دوستتر، با مسئولیتتر و اخلاقىتر سازد.
دینى که این کار را براى شما بکند، بهترین دین است»
من لحظهاى ساکت ماندم و به حرفهاى خردمندانة او اندیشیدم. به نظر من پیامى که در پشت حرفهاى او قرار دارد چنین است:
دوست من! این که تو به چه دینى اعتقاد دارى و یا این که اصلاً به هیچ دینى
اعتقاد ندارى، براى من اهمیت ندارد. آنچه براى من اهمیت دارد، رفتار تو در
خانه، در خانواده، در محل کار، در جامعه و در کلّ جهان است.
به یاد داشته باش، عالم هستى بازتاب اعمال و افکار ماست.
قانون عمل و عکسالعمل فقط منحصر به فیزیک نیست. در روابط انسانى هم صادق است.
اگر خوبى کنى، خوبى مىبینى
و اگر بدى کنى، بدى.
همیشه چیزهایى را به دست خواهى آورد که براى دیگران نیز همانها را آرزو کنى.
شاد بودن، هدف نیست. یک انتخاب است.
«هیچ دینى بالاتر از حقیقت وجود ندارد.»