فکر کنم بیشتر آقا پسرها با این مطلب آشنا باشن

این بچه های جدید چی میفهمن از زندگی؟ چی حالیشونه؟ وقتی یه دست گل کوچیک تو خیابون نزدن؟
تا حالا با توپ دولایه که لایش گشاد باشه بازی کردن ببینن از راگبی سخت تره ؟
تا حالا از این توپ دولایه سفتا خورده تو رونشون حس کنن قطع شده پاشون ؟
تا حالا توپشون رو شوتیدن زیر ماشین گیر کنه بگه فیسسسس بعد همه بچه ها فحششون بدن ؟
تا حالا توپشون افتاده تو جوب آب ببره دو پا برن تو جوب بیارنش ؟
تا حالا توپشون افتاده خونه همسایه تک بیارن کی بره زنگ بزنه ؟
تا حالا توپ دو لایه پیدا کردن از خوشحالی تا خونه روپایی بزنن ؟
تا حالا شده تو راه بقالی واسه خرید توپ پلاستیکی قرمز و سفید پول رو گم کنن اونوقت همونجا بشینن گریه کنن ؟
میدونن تو گل کوچیک گل زیر طاق حکم تشرف به درگاه حق تعالی رو داشت ؟
میدونن لیگ محله از بوندس لیگا مهمتره ؟
میدونن یعنی چی ساعتها پشت تیر دروازه بزرگترا وایسادن تا بازیشون بدن یعنی چی ؟
میدونن دعوت بچه های محله بغلی واسه یه سه گله کم از یک لشگرکشی ناموسی نداشت ؟
دریبل تو گل می دونن چیه ؟ سانتر از جناحین تو یه کوچه 6 متری دیدن ؟
اصلاً میدونن آقای اسماعیل آبادی چطوری توپ جر میداد ؟
با دخترای کوچه فوتبال بازی کردن که همه جای تنشون جای چنگ باشه آخر بازی ؟
شوت یه ضرب میدونن چیه ؟ دور نزدیک می فهمن کنایه از کدوم ضربه بوده ؟
یه تیکه تو گل می دونن کی جایگزین پنالتی میشه ؟
یه پا ثابت موقع پنالتی میدونن اشارت به کدوم پا داره ؟
تا حالا ژست دو پا ثابت موقع پنالتی گرفتن ؟
تا حالا موقع حمله به سمت دروازه با صدای بلند آهنگ فوتبالیستها خوندن ؟
میدونن داشتن تور دروازه برای گل کوچیک یه آپشن حساب میشد و مخصوص مایه دارا بود ؟
اوووه بخوام بنویسم یه کتاب میشه اندر احوالات گل کوچیک … آخه چی میفهمن اینا ؟!
منبع: http://www.alamto.com
دوستان عزیز مدتی نیستم(یک هفته)
میرم مسافرت
ایشالله برگشتم با مطالب جدید و جالب تر در خدمتتون هسم
مرسی از همتون که سر میزنین
-------------------------------------------------------------------------
عاشقان پرورش و نگهداری ماهی های زینتی گاهی اوقات دست به کارهای جالبی می زنند ، یکی از این کارها خلق آکواریوم های غیر معمولی است ، نمونه ایی از این آکواریوم های زیبا را ببینید …

عکسی غمانگیز از خداحافظی پدر و مادر و تعظیم کادر پزشکی به بچه ای که مرگ مغزی شده و قراره کبد و کلیه اش جان دو انسان دیگر را نجات دهد..!

این تصویر، برگزیده ششمین جشنواره دو سالانه عکس مستند ونکور کانادا می باشد که منجر به سکوت یک دقیقه ای هیات داوری شد!

خواهم ورقی نوشتن از عشق
کآسان نتوان گذشتن از عشق
عشق است طریق آشنایی
دل یافت ز عشق روشنایی


بسیاری از شما ممکن هست که واحد های دانشگاهی بسیار سختی رو گذرانده باشید . اما واقعا تعجب خواهید کرد که بدانید بعضی واحدهای دانشگاهی وجود دارد که حتی ممکن نبوده در خواب هم به اونها فکر کنید . اگر باور ندارید با ما در این پست همراه شوید تا به یقین برسید .
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که وقتی صفحه گوگل رو باز می کنید،لوگوی گوگل رو به یک شکل دیگه ببینید. که گوگل برای تولد شخص یا سالگرد اتفاق و رویدادی مهم به این ابتکار دست زده است.اما بیایید ببینیم که هر کدام از این لوگوها بیانگر چه رویدادی هستند.
لوگوی زیر که با آیکون گیتار و لوگوی گوگل ادغام شده،مربوط به Les Paul مخترع گیتار الکتریک است که در سن ۹۵ سالگی در سال ۲۰۰۹ دار فانی را وداع گفت.و به همین مناسبت گوگل در تاریخ ۹ ژوئن هر سال به لوگوی خود را به شکل زیر تغییر می دهد.

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند !
به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !
به دستان پدرت...
به جارو کردن مادرت...
به راننده ی چاق اتوبوس...
به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد...
به راننده ی آژانسی که چرت می زند...
به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند...
به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند...
به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد...
به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...
به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی...
به هول شدن همکلاسی ات پای تخته...
به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای را پر کنی...
به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی...
نخند
نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...
که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند:
آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.
آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند...
بار می برند...
بی خوابی می کشند...
کهنه می پوشند...
جار می زنند...
سرما و گرما را تحمل می کنند...
و گاهی خجالت هم می کشند
به حجت هایی که تمام زندگی شان یک موتور است تا کوهی از بار را برای یک
لقمه نان در کوچه پس کوچه های تنگ این شهر جا به جا کنند... نخند
به حجت هایی نخند که پشت شهرداری می ایستند تا هر کس و ناکسی را پشت موتورشان سوار کنند فقط به خاطره احتیاج !
به دستان حجت نخند
خیلی ساده ... نخند دوست من!!!
هرگز به آدم ها نخند
خدا به این جسارت تو نمی خندد؛ اخم می کند