قیمت عشق
این تصویر، برگزیده ششمین جشنواره دو سالانه عکس مستند ونکور کانادا می باشد که منجر به سکوت یک دقیقه ای هیات داوری شد!

خواهم ورقی نوشتن از عشق
کآسان نتوان گذشتن از عشق
عشق است طریق آشنایی
دل یافت ز عشق روشنایی
این تصویر، برگزیده ششمین جشنواره دو سالانه عکس مستند ونکور کانادا می باشد که منجر به سکوت یک دقیقه ای هیات داوری شد!

خواهم ورقی نوشتن از عشق
کآسان نتوان گذشتن از عشق
عشق است طریق آشنایی
دل یافت ز عشق روشنایی


بسیاری از شما ممکن هست که واحد های دانشگاهی بسیار سختی رو گذرانده باشید . اما واقعا تعجب خواهید کرد که بدانید بعضی واحدهای دانشگاهی وجود دارد که حتی ممکن نبوده در خواب هم به اونها فکر کنید . اگر باور ندارید با ما در این پست همراه شوید تا به یقین برسید .
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که وقتی صفحه گوگل رو باز می کنید،لوگوی گوگل رو به یک شکل دیگه ببینید. که گوگل برای تولد شخص یا سالگرد اتفاق و رویدادی مهم به این ابتکار دست زده است.اما بیایید ببینیم که هر کدام از این لوگوها بیانگر چه رویدادی هستند.
لوگوی زیر که با آیکون گیتار و لوگوی گوگل ادغام شده،مربوط به Les Paul مخترع گیتار الکتریک است که در سن ۹۵ سالگی در سال ۲۰۰۹ دار فانی را وداع گفت.و به همین مناسبت گوگل در تاریخ ۹ ژوئن هر سال به لوگوی خود را به شکل زیر تغییر می دهد.

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند !
به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !
به دستان پدرت...
به جارو کردن مادرت...
به راننده ی چاق اتوبوس...
به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد...
به راننده ی آژانسی که چرت می زند...
به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند...
به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند...
به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد...
به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...
به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی...
به هول شدن همکلاسی ات پای تخته...
به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای را پر کنی...
به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی...
نخند
نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...
که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند:
آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.
آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند...
بار می برند...
بی خوابی می کشند...
کهنه می پوشند...
جار می زنند...
سرما و گرما را تحمل می کنند...
و گاهی خجالت هم می کشند
به حجت هایی که تمام زندگی شان یک موتور است تا کوهی از بار را برای یک
لقمه نان در کوچه پس کوچه های تنگ این شهر جا به جا کنند... نخند
به حجت هایی نخند که پشت شهرداری می ایستند تا هر کس و ناکسی را پشت موتورشان سوار کنند فقط به خاطره احتیاج !
به دستان حجت نخند
خیلی ساده ... نخند دوست من!!!
هرگز به آدم ها نخند
خدا به این جسارت تو نمی خندد؛ اخم می کند
یکی از معروفترین سایتهای حراجی در فضای مجازی ” ebay ” نام دارد و هر روزه کالاهای مختلفی در این سایت به حراج گذاشته می شود. اما گاهی اقلام به حراج گذاشته شده در این سایت بسیار عجیب هستند. در این مطلب نگاهی به بعضی از این اقلام عجیب خواهیم داشت.
این هنر یه به نوعی فن جلوه بی نظیری به تصاویر می بخشد که تصور می کنید به یک فیلم نگاه می کنید.
لطفا تا لود شدن کامل عکس ها منتظر بمانید ...
تصویر خیابان شلوغ – فردی در حال ورق زدن روزنامه.
ادامه مطلب ...پدر لینکلن کفاش سلطنتی بود و کفش های افراد مهم
سیاسی را تعمیر و یا تمیز می کرد.آبراهام پس از سالها تلاش و شکست،در سال
1861 به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد.اولین سخنرانی او در مجلس سنای بدین
صورت گذشت:نمایندگان مجلس از اینکه لینکلن رئیس جمهور شده بود ناراضی بودند.
چرا که او از یک خانواده فقیر و فاقد سطح اجتماعی بالا بود.زمانی که
لینکلن برای سخنرانی پشت تریبون قرار گرفت قبل از آنکه لب باز کند و سخنی
بگوید یکی از نمایندگان مخالف با عصبانیت و بی ادبی تمام از سوی جایگاه خود
فریاد زد:"آبراهام!حالا که بطور شانسی رئیس جمهور شده ای فراموش نکن که می دانیم تو یک بچه کفاش بیشتر نیستی!"
مسلما"هر فردی در جایگاه لینکلن قرار داشت با این نماینده گستاخ که او را
اینگونه مورد خطاب قرار داده برخورد می کرد!اما آبراهام لینکلن این چنین
نکرد.
او لبخندی زد و سخنرانی خود را اینطور شروع کرد:"من از آقای نماینده بسیار بسیار ممنونم که در چنین روزی مرا به یاد پدرم انداخت.چه روز خوبی و
چه یاد آوری خوبی!من زندگی و جایگاهم را مدیون زحمات پدرم هستم.
آقایان نماینده بنده در اینجا اعلام می کنم که بنده مانند پدرم ماهر
نیستم.با این حال از دستان هنرمند او چیزهایی آموخته ام.پس اگر کسی از شما
تمایل به تعمیر کفش خود داشت با کمال میل حاضر به تعمیر کفشش خواهم بود!
یکی از اقدامات مهم و تاثیر گذار لینکلن خاتمه بخشیدن به تاریخ برده داری در ایالات متحده امریکا بود.


خدا اهل عدد و رقم نیست. خدا هم از عدد بدش میاد. اگه حرف عدد میزنه واسه فهم بنده ست! که اگه صدتا بخونی سیصد تا بهت میدم...
یعنی اگه صدتا بشه نود و نه تا، خدا میگه قبول نیست! جر زدی منم جر میزنم؟
خدا هم از عدد و رقم بدش میاد... شرط میبندم!
بهم میگه تسبیح یعنی ذکر یعنی دعا یعنی ثنا یعنی سلام...
بهش
میگم تسبیح یعنی... یعنی توی دلت و بدون شماره انداز تا موقعی که از نفس
بیفتی نمیتونی بگی خدا پاکی ... خدا بزرگی ... خدا سلام... خدا دوستت
دارم... خدا حواست هست... خدا حواسم هست... خدا ببخش... خدا شکرت... خدا
سلام به همه ی خوبهات... خدا رهام نکن.. خدا نگام کن... خدا تو معبودی...
خدا من عبدم... خدا تو ربی... خدا آهای ... خدا آهااااای ... خدا خدا خدا
خدا....
باید برای اونی که بدون کنتور و بدون شماره و بدون حساب کتاب بهت داده شماره بندازی و بگی این قدر گفتم حالا اینقدر ای ول؟!!!!!
از
تسبیح بدم میاد... از تسبیح توی دست آدمهای توی خیابون و کوچه و بازار و
کوی و برزن بدم میاد... و گرنه عاشق تسبیح سجاده م... عاشق دونه های درشت و
براقش... عاشق دونه هایی که توی دستای مامانم جا میشه و قل میخورد... عاشق
تسبیح توی کیفم که من رو میبره به چهار سال پیش روبروی یه گنبد سبز و
فیروزه ای... عاشق تسبیح توی خلوتم و جلوی خدا... درست روبروش!
ولی وقتی باز هم میخوام دعا کنم و دستام را ببرم بالا، تسبیح را میندازم...
خالی
خالی دستام رو میبرم بالا که نکنه یهو این امر بهش مشتبه بشه که : "ببین این عالمه و به تعداد این دونه ها صدات کردم زود باش جواب
بده... زود باش! ببین خیلی شد، نامردی نکن!!!!!"
بدون تسبیح میگم: من که
از عدد بدم میاد... یادم نیست اصلا چقدر چی گفتم یا چقدر دیگه باید بگم.
نمیدونم چقدر بدهکارم و چقدر طلبکارم! هرموقع و هرچی دوست داری بده... اصلا
درد بده، مرگ بده... فقط خیطم نکن!
بدون تسبیح میگم!
از
آدمایی که تسبیح دست میگیرند بدم میاد. از آدمایی که دارند داد میزنند ما
داریم صداش میکنیم و دل همه تون آب! از آدمایی که براش شماره میندازند و
حواسشون به تعداد گفتنشونه!
از عدد بدم میاد... اون هم از عدد بدش میاد ولی با عدد میگیره و بی عدد میده و من هنوز منتظرم...
منبع : http://www.2del.com