X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سه‌شنبه 5 دی 1391 @ 12:34

مکه، چند خطی با زنده یاد حسین پناهی

در مکه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است...

 

غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درست هایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود.
در مکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند!
در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست... دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه آن دوره گرد خود خدا بود!

در مکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم و در همان نماز ساده خویش تصور خدا را در کمک به مردم جستجو کنم...
آری، شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست...


1

نظرات (3)
کیاندخت ||
چهارشنبه 6 دی 1391 ساعت 15:36
بسیار زیبا بود ممنون.
با چند مطلب جدید منتظر حضور گرمت هستم فرزاد جان.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چشششم
مرسی از نظر
maryam ||
چهارشنبه 6 دی 1391 ساعت 20:06
Again, as always, is excellent
امتیاز: 0 0
پاسخ:
TNX
سارا ||
جمعه 22 دی 1391 ساعت 23:18
حسین پناهی خیلی حرفاش معنی دار هستند .ولی من موندم چرا زمانی که زنده بود خیلی ازش گفته نمیشد ولی وقتی مردیم فهمیدیم چه آدمی بوده!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کلا کتاب شعرش در زمان حیاتش به روئت عموم در نیومد
کسی هم نمیدونس شاعره
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد