X
تبلیغات
نماشا
رایتل
پنج‌شنبه 4 اسفند 1390 @ 21:03

ماجرای قهر کردن گنجشک با خدا

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up1/98463541650501868725.jpg


روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می‌گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می‌گفت: می آید؛ من تنها گوشی هستم که غصه‌هایش را می‌شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می‌دارد.
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیج نگفت. و خدا لب به سخن گشود: با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت: “لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟” و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین کار پر گشودی. گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی. اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.

نظرات (22)
کهکشان ||
پنج‌شنبه 4 اسفند 1390 ساعت 21:36
متن فوق العاده و اموزنده ای بود
ممنونم

خدا به هممون صبر جمیل بده در برابر بلایا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انشالله
صبر در برابرمشکلات
کهکشان ||
پنج‌شنبه 4 اسفند 1390 ساعت 21:38
می خواستم کسب اجازه کنم برای استفاده این متن زیبا در وبلاگم.

اشکالی نداره؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اختیار دارین
راحت باشین
غریبه ||
پنج‌شنبه 4 اسفند 1390 ساعت 21:40
خیلی جالبه
البته جالبترینه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نظر لطفتونه
مرسی سر زدین
مرسی نظر دادین
سارا ||
پنج‌شنبه 4 اسفند 1390 ساعت 22:33
درسته در هر کار خدا یقیننا حکمتی هست
اما نمیدونم چرا اغلب مواقع یادمون میره و مثل همین گنجشکه قهر می کنیم
ای کاش حداقل گاهی حکمت ها رو درک میکردیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آفرین سارا
اگر به چیزی رسیدی نعمت است و اگر نرسیدی حکمت
ولی دلیل نمیشه آدم دست از تلاش بکشه و بگه خدا خودش حکمت رو میدونه
باید تلاش کرد
از تو حرکت از خدا برکت
سارا ||
پنج‌شنبه 4 اسفند 1390 ساعت 22:36
راسی یه چی دیگه
گاها از این جمله سواستفاده میشه " در هر کار خدا حکمتی هست"
بعضی وقتا بلاهایی که سرمون میاد دلیلش این نیست که حکمتی توش بوده
بلکه باید دنبال علت و معلولش بگردیم و با این جمله چشممون رو به روی قصور و اشتباهاتمون نبندیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ثریا ||
پنج‌شنبه 4 اسفند 1390 ساعت 22:44
فوق العاده بود...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
باران ||
پنج‌شنبه 4 اسفند 1390 ساعت 23:47
امتیاز: 0 0
پاسخ:
غریبه ||
پنج‌شنبه 4 اسفند 1390 ساعت 23:50
سلام
وب جالبی داری به منم یه سر بزن خالی از لطف نیست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حتما
مهسا ||
جمعه 5 اسفند 1390 ساعت 12:30
متن فوق العاده ای بود...مرسییییییی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون سر زدی
مهرداد ||
جمعه 5 اسفند 1390 ساعت 12:34
میگن خدا بد بندشو نمیخواد همینه... فقط برای نتیجه باید کمی صبر کنیم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دقیقا
خدا بنده هاشو دوس داره
ehsan ||
جمعه 5 اسفند 1390 ساعت 12:37
سلام خوفی؟
آپم...
بیا زود
امتیاز: 0 0
مرمر ||
جمعه 5 اسفند 1390 ساعت 15:37
امتیاز: 0 0
روشنک ||
جمعه 5 اسفند 1390 ساعت 16:14
در بی کرانه ی زندگی دو چیز است که افسونم میکند. آبی آسمان که می بینم و

می دانم که نیست و خدا که نمی بینم و می دانم که هست
امتیاز: 0 0
nazgol ||
جمعه 5 اسفند 1390 ساعت 19:02
چی بگم والا ! قربون خدا برم
امتیاز: 0 0
مسعود ||
جمعه 5 اسفند 1390 ساعت 23:48
سلام
وقتی میگن عدو شود سبب خیر ( اگر خدا خواهد ) یعنی همین .
بسیار عالی بود.
امتیاز: 0 0
فهیم ||
شنبه 6 اسفند 1390 ساعت 01:09
حالم خوبه...
فقط کمی نگرانی...اندکی بارانی...تا حدودی ابری...فاصله ای تا تابوت...شاید کور رنگ...
نه خوب نیستم...
حرفم را پس میگیرم!
اما زنده ام
چرا که باید باشم
شاید روزی رسید که
اشتباهی هم که شده
شماره ات روی گوشی ام افتاد...
آه
ممنونم ازت
امتیاز: 0 0
eli... ||
شنبه 6 اسفند 1390 ساعت 11:19
سلام وسپاس از حضور همیشگی

انتخاب مطلب مثل همیشه و مثل اسم وبلاگ جالب بود

برای خیلیامون این اتفاق بارها افتاده که سر از حکمت خدا در نمیاریمو قهر میکنیم

ولی چه لذتی داره اون لحظه که آدم پشیمون بر میگرده پش خدا و

با تمام وجودش بخشش خدا رو احساس میکنه
امتیاز: 0 0
هاله ||
شنبه 6 اسفند 1390 ساعت 14:35
مرسی عالی بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش
بابک ||
شنبه 6 اسفند 1390 ساعت 15:24
سلام.وبلاگ جالبی دارید.اگه خواستید به منم سر بزنید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سر زدم
سرزدم
الهام ||
شنبه 6 اسفند 1390 ساعت 15:32
سلام
زیبا و قابل تامل
ما جز هستیم و او کل
کجا جز دریابد اندشه کل را...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی
ژینوس ||
دوشنبه 8 اسفند 1390 ساعت 15:18
کاش همیشه یادمون باشه...
امتیاز: 0 0
ahmad ||
سه‌شنبه 9 اسفند 1390 ساعت 00:54
شنیده بودم ولی خیلی جالبه و قشنگه
مرسی
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد