X
تبلیغات
رایتل
جمعه 27 اسفند 1389 @ 23:36

چیزی بیشتر از یک تیتراژ

http://dl.khoshkam.com/images/3b0rk26u1ypqncjleeyk.jpg


سالها با این راه رفتیم . سالها منتظر و مشتاق دیدن این صحنه بودیم . سالها و سالها دلخوشی ما دیدن همین صحنه بود

الان که این تیتراژ رو می بینیم  آهی می کشیم از ته دل!!! دوران زیبایی بود!! ای کاش میشد برگشت!!!وقتی کوچولو بودیم ، ساعت 5 رو خیلی خوب میدونستیم!!!!

بقیه ساعات شبانه روز فرقی نداشت!!!


آخ که چقدر راه میرفت این دوست ما.وقتی که پرده کنار میرفت انگار دنیارو به ما و البته اون میدادن کیف میکردیم که جلو اون تلویزیون سیاه وسفید دزاز بکشیم و منتظر کارتونا باشیم.زمستونا کناربخاری و بخار پشت شیشه و این صدای دلنشین بچه گی ....راستی کجایی بچه گی؟؟کی رفتی؟؟کی تموم شدی؟؟

نظرات (2)
آریا ||
شنبه 28 اسفند 1389 ساعت 02:18
مهمترین دغدغه زندگیمون همین بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا
کهکشان ||
دوشنبه 21 آذر 1390 ساعت 22:24
جانا سخن از آرزوی دل ما می گویی..........
یادش بخیر
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد